خرید بک لینک
بعد خوندن دو جلد کتابای معروف جوجو مویز ( من پیش از تو - پس از تو ) دوست داشتم فیلمش رو هم ببینم ........

همچنان سقوط کامو دستمه ...

ولی امروز ی کتاب جدید دستم رسید که گمون نمی کنم سثوط تموم شه !!!

ریگ روان ( استیو تولتز ) دومین کتابی که ازش می خونم کتاب جز از کل رو هم خیلی دوست داشتم ...........

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 12:37

امروز هم ي سه شنبه خوب ديگه است ...ديشب دبير اقتصادي تماس گرفت و گفت يادداشتم شد سرمقاله امروز روزنامه...

شايد ارزش اينكار رو فقط خبرنگار ها بدونن براي خودم تفاوتي نداشت! ولي انگار اتفاق مهميه....

ممنونم از لطف خدا، كه همه از لطف اوست و تشويق دوست خبرنگارم ... امروز سيستم نداشتم و مدام با كاغذا سر و كله زدم

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 12:37

كسي كسي را نمي بيند ...

خورشيد خودش را براي ما اتش ميزند ...

و ما ماه را مي نوازيم......

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 12:37

كل روزاي اخر هفته رو برنامه داشتم از مصاحبه تا مراقبت پوست ...

كه به راحتي هيچ كدوم انجام نشد!

بجاش كاراي ديگه انجام شد ... ي طرحي زدم براي تركت هاي كافه ولي موقع چاپ كل طرح تغيير كرد....

٥ شنبه و جمعه هم از خواب محروم و براي اسكن قلب مامان رفتيم ... بعد از ظهر هم به كارتي هنري درست كردن ژله و ... گذشت...

كتاب جديد كه مي خونم فوق العاده است دوست دارم تك تك جملات رو ببلعم...

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 12:37

هوا سرده ! دلم برف می خواد - بارون !

خدایا در رحمتت رو بروی ما رانده شدگان نبند ...

خدایا نگاهی به زمینت بنداز اینجا هم بهشتی بود اشرف مخلوغات تبدیل به جهنمش کرد ... همه موجودات رو از بین بردن ما ماندیم تنها تر از تنها ....

خدایا می ترسم از این شرف مخلوقات می ترسم از خودم ... می ترسم از تنهایی بی تو .....

خدایا تنهاترم نکن .......................................

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 12:37

میشه گاهی هیچی ننوشت فقط سکوت کرد و صفحه سفید مانیتور دید .............

سه شنبه چرا تلخ و بی حوصله ........

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 12:37

الان جلسه ام یهو گقتن احتمالا باید بعد از ظهر هم برم خودرو سازی ...

بعد خوشبختانه کنسل شد ...

حوصله حرفاشون ندارم که هیچ چیز مفیدی توش نیست ...

آخرین یادداشتم بازم به کسی نگفتم که چاپ شده !

تولد داداشی و هنوز هیچی کادویی تهیه نکردیم ...

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 12:37

دیروز حس باشگاه رفتن نداشتم اما رفتم ... بعدش با خانم برادرم رفتیم کمی قدم زدیم ... امد خونه ما - داداشی هم امد شام منو صاحب شدن کمی ژامبون خریده بودن برا شام خودشون مجبور شدم از اون بخورم ... تا صبح معده درد داشتم ... نمی دونم آخرین بار کی ژامبون خوردم اصلا شاید ژامبون حالی نخورده باشم ....

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 12:37

از سر شب دیشب بارون شروع شده ... بارون صبح عالی بود انقدر شدید که مجبور شدم چتر بردارم....

خدایا مرسی ...

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 12:37

امروز درباره شايعه شده كه به يكي از مديراي قديمي و ارشد گفتن نياد.....

كي نوبت ما بشه!!

تمام دیشب هم بارون امد...........

صبح کلی این نوشته رو ادامه دادم نت قطع وصل شد پرید حوصله نکردم دوباره بنویسم

امروز با بچه ها شام میریم بیرون

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 12:37

صفحه بندی